تبلیغات
علمیران - سازو کار ضربات وارد بر سر در ورزش بوکس
سازو کار ضربات وارد بر سر در ورزش بوکس | ورزشی ,
کارشناس ارشد تربیت بدنی و علوم ورزشی دانشگاه بوعلی سینا همدان 
مسابقه ورزش بوکس بطور رسمی در ششصد و هفتاد و هفت سال قبل از مسیح در بیست و سومین بازی المپیک در هاین (Hine) اولین جایگاه رقابت این ورزش شروع شده و ابراستوس اهل سمیرنا در این مسابقه فاتح و قهرمان شناخته شد. این‌که در قدیمی ترین نبرد بوکس افراد به چه صورت و چگونه با یکدیگر می‌‌جنگیدند، معلوم نیست. چنانکه در تاریخ روم باستان ذکر شده است : طرفین مشت‌های خود را به چرم‌های خامی محکم بسته و سعی می‌کردند که با مشت‌های سخت و سنگین حریف را از پای در آورند. البته این مسابقات بدون دسته بندی وزن بدن انجام می‌‌شد. امروزه بوکس بعنوان یک ورزش پر طرفدار در میان اقشار مختلف جامعه، بویژه جوانان رواج دارد.

این ورزش با وجود طرفداران زیادی که دارد، پیوسته مورد انتقاد مجامع مختلف ورزشی ، مذهبی و پزشکی بوده است و به دو دلیل از این ورزش انتقاد کرده اند :
آسیب رسانی و خطرات احتمالی که به فرد ورزشکار تحمیل می شده است.
تقویت روحیه پرخاشگری در سطح اجتماع و شباهت این ورزش با برنامه گلادیاتوری دوران باستان قدیم.
عده ای بوکس را در محافل ورزشی و پزشکی ، رویدادی همراه با عوارض جسمانی و عصب شناختی تلقی می کنند، اما عده ای نیز معتقدند که عوارض جانبی این ورزش بیش از سایر ورزشها نیست. با توجه به جاذبه های این ورزش برای قشر جوان و نوجوان ، بر متخصصین پزشکی ، علوم ورزش ، و روانپزشکی لازم است که برخی ابهامات موجود را در سایه تحقیقات علمی و به دور از سوگیری روشن کنند و نتایج بدست آمده را از طریق رسانه های گروهی در اختیار جوانان و خانواده های آنان قرار دهند.
مغز انسان با وزن حدود 1400 گرم و حجم بالغ بر 1250 سانتی متر یکی از شگفت انگیز ترین بافت های زنده است که در نظام آفرینش با آن روبرو هستیم. مغز انسان توانایی آن را دارد که نظامهای کارکردی مختلف درون ارگانیزم را فعال ساخته و موجب حرکت ارگانیزم گردد، اطلاعات دریافتی را تعبیر، پالایش و تفسیر کند و مجموع پیامهای مورد نیاز را به طوری که سریعا قابل دسترس باشد، ذخیره کند و بدین ترتیب امکان حل مساله را فراهم آورد(2). افزون بر این، انسان می تواند از طریق گفتگو با دیگران، تعامل مثبت و ارائه راه حل های مناسب دیگران را در رفع مشکلاتشان یاری دهد.


مناطق حسی، حرکتی، دیداری، شنیداری و ارتباطی کرتکس

آمارصدمات مغزی عمدتا ناشی از ضربات به سر می باشند که احتمالا سبب تغییرات در وضعیت ذهنی و روانی فرد بدون تغییر سطح هوشیاری می شوند. تغییر وضعیت ذهنی به دنبال ضربه وارد بر سر می تواند سبب تغییر جنبه های شخصیت ، حافظه (از بین رفتن حافظه)، نقایص عصبی یا فقدان هوشیاری گردد. آسیبهای مغزی ملایم ناشی از ضربه امری شایع در ورزشهای تماسی و سایر برخوردهای ورزشی است. میزان بروز صدمات سر بر حسب نوع ورزش و سن ورزشکار متفاوت است. بسیاری از صدمات وارد به ناحیه سر گزارش نمی شوند، زیرا اساساً صدمات خفیفی بوده و این صدمات چندان مورد توجه مربی یا ورزشکار قرار نمی گیرد.
بررسی تاثیر بوکس بر دستگاه عصبی ورزشکاران
پیروزی در یک مسابقه بوکس توسط ضربات هدفمند و مکرر به بدن و به طور عمده بر سر حریف ، به دست میاید.
جوردن و همکاران در سال 1988 در بررسی MRI و نورولوژیک 9 بوکسور آماتور فعال هیچگونه نتیجه غیر نرمالی را گزارش نكردند.
از سوی دیگر جوردن و همکاران در سال 1992 در سی تی اسكن 238 بوكسور حرفه ای فعال 25 نفر (7%) نتایج غیر نرمال را گزارش كردند.
بیوزارت- بولنج (1970) با ترسیم EEG قبل و بلافاصله بعد از مسابقه در 123 بوکسور آماتور نتوانستند غیر نرمال بودن را حتی در مسابقاتی که به ناک اوت منجر شده بود نشان دهند.
سیرونی و همكاران در سال 1982 در تحقیقی با عنوان یافته های CT اسکن و EEG در بوکسورهای حرفه ای و تشخیص اولیه آتروفی در بوکسورهای جوان که روی 10 بوکسور آماتور و با استفاده از آزمایشهای نورو لوژیک، CT اسکن و EEG انجام گرفت ، نتایج الكتروآنسفالوگرافی غیر نرمال را در 70 درصد بوكسورها گزارش كردند.

اومالووبنت در سال 2005 تغییرات نورولوژیک مرتبط به آسیب مغزی ناشی از ضربات مکرر وارد بر سر بازیکنان بازنشسته فوتبال را ارزیابی کرد. نتایج نشان داد که در اثر آسیب های مغزی ناشی از ضربه سر بازیکنان ملی فوتبال امکان تخریب سیستم عصبی را در طولانی مدت فراهم می کند .
محسن فلاحتی، حسن عشایری و اكبر بیان زاده در سال 1177 اثرات نوروسایكولو‍‍ژیك ورزش بوكس آماتور ایران را روی بوكسورهای فعال عضو تیم ملی و بوكسورهای بازنشسته ملی مطالعه کردند و نتیجه گرفتند كه یك دوره (حداقل چهار ساله) ورزش بوكس آماتور موجب بروز اختلال در عملكردهای نوروسایكولوژیك افراد نمی شود. آنان دلایلی را برای این نتیجه خاطر نشان کردند که :
این افراد بدلیل اینكه اعضای تیم ملی بوده اند ، ممكن است از ابتدا توانایی بالقوه بالایی در خصوص اینگونه كاركردهای تشخیصی و سرعتی داشته باشند. دوم اینكه احتمال دارد این توانایی را در نتیجه مداومت در تمرین ومسابقات بدست آورده باشند.
تسوایر و استورلی (1989) 69 فوتبالیست نروژی سنین 15-34 ساله که عموما بازیکن سرزن به شمار می آمدند را با گروه کنترل (69 نفر )که به فعالیت دیگری اشتغال داشته و هیچگونه سابقه آسیب ناحیه سر و گردن و یا سابقه بازی فوتبال نداشتند، را با استفاده از الکتروآنسفالوگرافی مقایسه کردند . EEG شرکت کنندگان هنگامی به عنوان نرمال در نظر گرفته می شد که فعالیت زمینه ای در دامنه نرمال بوده وفعالیت آلفای منظم ،از 8تا 12 هرتز بود. EEG هایی به عنوان غیر نرمال خفیف منظور می شدند که فعالیت مرکزی(کانونی) و محیطی انها آهسته تر از 8 هرتز بود و آن نتایجی غیر طبیعی در نظر گرفته می شد که اپیزود مرکزی آنان 4 تا 7 هرتز بوده و یا فعالیت پیش زمینه زیر 8 هرتز داشتند . نتایج این مطالعه نشان داد که EEGهای غیر طبیعی در میان بازیکنان بمراتب بیشتر از گروه کنترل بوده است . 78 درصد از EEGهای گروه کنترل نرمال بود، در حالی که 56 درصد فوتبالیست ها EEG نرمال داشتند. EEGهای غیر نرمال بیشتر در میان بازیکنان جوانی یافت شد که تجربه و مهارت کمتر،و نیزبلوغ اسکلتی پایینتری داشتند.
کریشکوا در سال 1989 در بررسی پنجاه بوکسور به شیوه EEG ، 30 درصد EEGها را غیر نرمال گزارش نمود.


هاگلندواریکسون (1993) آسیب مغزی احتمالی بوکسور ها را با گروه کنترلی متشکل از دوومیدانی کاران و فوتبالیستها ، مورد بررسی قرار دادند . غیر طبیعی بودن EEGدر 32 درصد بوکسور ها نسبت به 20 درصد فوتبالستها و12 درصد دوومیدانی کاران یافت شد اما این تفاوت معنادار نبود. با این حال هیچگونه یافتهEEGغیر طبیعی شدید مشاهده نشد.
كاستی در سال 1982 پس از بررسیهای نورولوژیک ، EEG ، نوروسایکولوژیک و سی تی اسکن 14 بوكسور( 8 بوكسور آماتور و 6 بوكسور حرفه ای) یک مورد نتیجه نورولوژیک غیر نرمال و دو مورد آزمون نوروسایکولوژیک غیر نرمال گزارش كرد و در سایر موارد نتیجه غیر طبیعی مشاهده نشد.
مک لاتچی و همکارانش (1987) در مطالعه روی 20 بوکسور آماتور فعال و با انجام آزمایشهای نورولوژیک ، نوروسایکولوژیک ، EEG ، و CT اسکن ، 7 نفر را با نتایج نورولوژیک غیر نرمال و 8 نفر را با EEG غیر نرمال و 9 نفر را با نواقص نوروسایکولوژیک خصوصا" در نواحی توجه ، حافظه کلامی و حافظه بصری گزارش کردند
باتلر ، فورسیت و آدامز (1993) در بررسی تاثیرات شناختی بوكس آماتور و با ارزیابی نوروسایکولوژیک پیش از مسابقه ،بلافاصله پس از مسابقه و نیز در طول دو سال بعد مسابقه ، هیچ گونه بد کارکردی نورو سایکولوژیک را گزارش نکردند. گزارش دریو در سال 1986 پس از بررسی نوروسایكولوژیك 19 بوكسور حرفه ای فعال و 10 بازیكن بیسبال بعنوان گروه كنترل حاكی از نواقص و کمبودهایی در بوکسورها در مقایسه با گروه کنترل بود که با تعداد مبارزات بوکس همبستگی داشت.
بررسی اریك و همكاران در سال 2000 با عنوان آسیب حاد مغزی ناشی از تراوما جنبه های نوروسایكولوژیك 38 بوكسور آماتور قبل و بعد از انجام یك مسابقه بوكس را در مقایسه با 28 بوكسور كه به انجام فعالیت جسمانی دیگر می پرداختند، نتیجه گرفتند كه شركت در مسابقه بوكس آماتور با وجود استفاده از كلاه محافظ می تواند موجب كاهش عملكرد عصب شناختی شود كه این اختلال با عارضه های شناختی كه به دلیل ضربه های مغزی ایجاد می شود مشابه است. باتلر (1994) در مقاله مروری و با استفاده از مطالعاتی که در آنان تستهای نوروسایکولوژیک در بوکسورهای آماتور بکار رفته بود، گزارش کرد که" یک دوره بوکس می تواند عکس العملهای حرکتی مناسب را بخصوص در دست غیر برتر کاهش دهد، ولی حتی در این جنبه نیز عملکرد بوکسور در دامنه نرمال قرار دارد. او همچنین با مرور تحقیقات انجام شده و از طریق مطالعات کنترل شده بوکسورهای فعال و بازنشسته و در بررسی طول دوره و سطح مسابقه ، بیان داشت که تاثیر بوکس روی عملکرد شناختی مرکزی منفی است".

پورتر و همکاران در برسی دامنه دار نوروسایکولوژیک 9 سال( از 1992 تا 2001 ) گزارش کردند شواهدی حاکی از زیانبخش بودن بوکس از لحاظ نوروسایکولوژیک در دست نیست. هیلبرونر و همکاران در سال 1991 پس از انجام آزمایشات نوروسایکولوژیک قبل و بعد از مسابقه كه روی 23 بوكسور آماتور فعال انجام شد نقص در حافظه و عملکرد حرکتی را گزارش كردند.
مطالعه کمپ ، هیوستون و مک لئود در سال 1994 ، هیچگونه غیر طبیعی بودن نورو سایکولوژیک و توموگرافی بوکسور ها آماتور را در مقایسه با گروه کنترل مشاهده نکردند. با این حال افرادی که تعداد مبارزات بیشتری داشتند، نمرات کمتری در آزمون نورو سایکولوژیک کسب کردند.
بروگلیو و همکاران (2004) بیان داشتند که" شتاب ضربه فوتبال که منجر به آسیب عصبی می شود ، با بوکس مشابهت زیاد دارد. آنان در سال 2004 بلا فاصله بعد 20 بار عمل هد زدن با سرعت ثابت به توپ فوتبال برای بررسی کنترل قامت گروه فوتبالیستهای دانشگاهی ، تست تعادل گرفتند كه هیچگونه تفاوت معناداری را آشکار نکرد. جانسون و همکاران (2002) چابکی 84 ورزشکار زن ومرد و هاکی روی یخ مطالعه کردند و تفاوت معناداری میان ورزشکاران که دارای آسیب مغزی ملایم بودند ، در عوارض پس از ضربه وارد بر سر در برابر گروه کنترل وجود دارد ولی تفاوت معناداری در عملکرد چابکی آنان مشاهده نشد.

نیكولاس كورسلیس به همراه گروهی از محققان بریتانیایی پس از بررسی دقیق مغز بوكسورهای بازنشسته ، 4 نوع آسیب مغزی كه با تغییرات رفتاری همبستگی داشت را شناسایی كردند. شایعترین مورد، ایجاد حفره در بخشهای خاصی از مغز بود كه در بوكسورها به میزان 17/5 میلیمتر گزارش شد كه این مقدار در مقایسه با غیر بوكسورها كه 6/1 میلیمتر بود تفاوت زیادی را نشان می داد. او همبستگی معناداری میان این تغییرات ساختاری و توانایی احساسی و میزان عكس العمل بوكسورها مشاهده كرد. دومین تغییر ساختاری مربوط به آسیب ناحیه زیر قشری بوكسورها بود . این آسیب مغزی با سرعت افراد ، راه رفتن و آهسته شدن حركات جابجایی آنان نسبت داشت. در سومین آسیب بوكسورهایی كه پس از پایان دوره قهرمانی كماكان به بوكس ادامه می دادند، تغییراتی در برخی قسمتهای مغز مشاهده شد كه شبیه عارضه پاركینسون بود. سرانجام چهارمین آسیب بوجود آمدن گره هایی در فیبرهای عصبی بویژه در لوب میانی مغز بود كه بیشتر در بوكسورهای مسن مشاهده شد. این پژوهشگر نتیجه گرفت كه این گره های فیبر عصبی بیشتر بدلیل ضربات مكرر وارده بر سر ایجاد شده اند تا افزایش سن و این آسیبها بدلیل دوره طولانی مدت بوكس افراد، حریفان قدرتمندتر و ضربات بیشتر وارده بر سر بوده است(29). این قبیل مطالعات منجر به افزایش نظارت و همچنین ممنوعیت ورزش بوكس حرفه ای در سوئد(سال 1969) و نروژ(سال 1982) شد. در پی فعالیتهای انجام گرفته در دهه های اخیر ، كشورهای انگلیس ، كانادا و نیز سازمان پزشكی جهانی برای ممنوعیت این ورزش بیانیه هایی صادر كرده اند(42،43،56،57).در سال 1984 آكادمی پزشكان آمریكا به مخالفت با برنامه های ورزشی بوكس كودكان پرداخت(28).
در سال 1990 جوردن ، وی و استون به مرور و ثبت آسیبهای ناشی از بوكس در مركزتمرینات لمپیك ایالات متحده در یك دوره ده ساله اقدام نمودند. جدول 5-1-1(41).
محل آسیب تعداد آسیب درصد آسیب
اندام بالایی 147 9/32
اندام پایینی 107 9/23
سر و صورت 92 6/20
کمر 21 9/6
مغز 29 5/6
ستون فقرات 23 1/5
ناحیه سینه 17 8/3
کلیه 1 2/0
جمع کل 447 100
آسیبهای ناشی از بوكس در یك دوره ده ساله در مركز تمرین المپیك آمریكا
اگرچه آسیب مغزی به میزان بالایی نبوده است (5/6درصد) ولی حتی این میزان نیز می تواند حاكی از خطرات بالقوه این ورزش باشد.
سازو کار ضربه به سر در ورزش بوکس
اصابت ضربات مکرر و متعدد در طی یک نوبت بوکس ، امری اجتناب ناپذیر است.اگر چه برخی از ضربه های وارده بر سر می توانند نسبت به ضربات دیگر شدیدتر باشند ولی هیچكدام از این ضربات نباید ناچیز شمرده شده و هر كدام می توانند بالقوه آسیب زا باشند.
بطور کلی می توان آسیب های ناشی از ضربه وارده به مغز را به سه دسته تقسیم کرد:
آسیب ضربه مغزی خفیف که عبارت است از کاهش سطح هوشیاری به مدت 5 دقیقه یا کمتر با نمره ملاک اغمائ گلاسکو(پزشکان اغلب این شاخص را برای نشان دادن دامنه آسیب و احتمال بازیافت آن بکار می برند. نمره بالا نشاندهنده ابتلای خفیف و نمره پایین نشان دهنده شدت بالاست). ننمره اغمای 13 تا 15 که به فراموشی به مدت کمتر از یک ساعت پس از وقوع ضربه می انجامد . یعنی ناتوانی فرد در ذخیره یا حفظ اطلاعات جدید در ذهن پس از وارد شدن ضربه سر رخ می دهد.
آسیب مغزی متوسط عبارت است از کاهش سطح هوشیاری برای بیشتر از 5 دقیقه و کمتر از 6 ساعت با نمره اغمای گلاسکو تا12 و فراموشی به مدت 1 تا 24 ساعت پس از ضربه و آسیب ضربه ای مغزی شدید عبارت است از کاهش سطح هوشیاری بیشتر از 6 ساعت و یا بیش از آن با نمره اغمای گلاسکو 3 تا 8 و یا فراموشی به مدت 24 ساعت بعد از ضربه.
ضربه مغزی عمدتاً ناشی از ضربات و تروما به سر می باشند که سبب تغییر وضعیت ذهنی و روانی با یا بدون تغییر سطح هوشیاری می شوند. تغییر وضعیت ذهنی به دنبال ضربه وارد بر سر می تواند سبب تغییر شخصیت، حافظه و نقایص عصبی یا فقدان هوشیاری گردد. مکانیسم آسیب سر در ورزشها متفاوت است. مکانیسم های احتمالی آسیب دیدگی شامل نیروهای فشارنده ( اصابت ضربه به سر سبب آسیب مغز در محل اصابت، ناشی از فشرده شدن مغز در آن ناحیه ) یا نیروهای کششی وارده به سر ( سبب آسیب مغز در سمت مقابل جهت کشیده شدن سر ) یا اعمال نیروهای چرخشی روی سر(مثل پرتاب شدن از روی موتور و غلت زدن). این مکانیسم ها سبب تغییر در خونرسانی، کارکرد و نیاز به انرژی مناطق خاصی از مغز شده و به اختلال عملکرد آن بخش صدمه دیده می انجامد.
تاثیر بوکس بر سیستمهای عصبی
متخصصان بالینی در ورزش طیفی از آسیب های سر را تشخیص می دهند که دامنه آن از ضربات مغزی خفیف تا آسیب های نافذ و کشنده مغز را دربرمی گیرد. تبیین سازوکار آسیب مغز در ورزش بوکس پیچیده است. زیرا به هر دوی تاثیر ضربات مستقیم دستکش بر جمجمه و نیز حرکت مغز و جمجمه در پاسخ به آن بستگی دارد. در لحظه برخورد ضربه به جمجمه ، شتاب گذرایی به سر وارد می شود. جمجمه سریعتر از مغز حرکت می کند و این بدلیل اینرسی است . هنگامیکه جمجمه گرایش به استراحت دارد ، مغز به حرکت ادامه می دهد. چنین ضرباتی مسئول علائمی هستند که جراحان مغز و نورولوژیستها آنرا ضربه مغزی می نامند . نشانگان ضربه مغزی ممکن است شامل سردرد ، تهوع ، گیجی ، مشکلات شناختی ، تغییر شخصیت ، افسردگی ، برانگیختگی ، و اختلالات احساسی و رفتاری باشد.
اصابت ضربه به سر در ورزش بوکس، امری اجتناب ناپذیر است . سازمان جراحی نورولوژی آمریکا 90% بوکسور ها را متحمل به آسیب مغزی گزارش می کند.
رایج بودن آسیب های سر در بوکسورها تعجب آور نیست، زیرا هنگامی که یک بوکسور ضربه مستقیمی را در ناحیه سر دریافت می کند معادل ضربه ای است که یک چکش 9 کیلو گرمی با سرعت 32 کیلومتر در ساعت ، بر جسم وارد می سازد. ضربه به سر می تواند سبب شکستگی استخوان های سر و صورت و آسیب بافتهای مغزی شود. این ضربات می توانند منجر به آسیب سطح مغز، پارگی شبکه عصبی، جراحات ، خونریزی و گاهی تولید لخته های بزرگ داخل مغز بشود . درجه آسیب مغزی بر بوکسورها بستگی به حرفه ای یا آماتور بودن آنها دارد.
80 درصدآسیب های مغزی خفیف اند. ضربه مغزی از جمله آسیب های خفیف مغزی است که به تشخیص دقیق و درمان مناسب نیاز دارد و گرنه موجب عوارض طولانی مدت خواهد شد.
توافق كلی در خصوص تعریف استاندارد ضربه مغزی در دست نیست. اما یك تعریف رایج قابل قبول عبارتست از " فرایند پاتولولوژیك پیچیده كه بوسیله نیروی بیومكانیكی ناشی از تراوما ایجاد شده ، که مغز را تحت تاثیر قرار می دهد". كلی و روزنبرگ مشكلات حافظه و توجه را صرفنظر از اینكه ورزشكاران هوشیاری خود را از دست داده یا نه، بعنوان عوارض حاد بوجود آمده در ورزشكارانی كه دچار ضربه مغزی شده بودند، گزارش كرده اند.

تشنجهای ناشی از ضربه مغزی
درورزش های پر برخورد تشنج ناشی از ضربه مغزی چندان رایج نیست، اما رابطه ای معناداری با آسیب های خفیف سر وجود دارد. معمولا این نوع تشنج ها در ظرف دو ثانیه پس از برخورد فیزیکی رخ داده، ولی با آسیب ساختمان مغز همراه نیستند . سرنوشت آن بستگی به علت آسیب ، موضع آن ، وشدت و دامنه نورولوژیک آن دارد. فقدان آسیب ساختمانی یا ضایعه عصبی -روانی طولانی مدت ، نشان از طبیعت خوش خیم بودن آنها دارد. به جز ورزش بوکس ، هیچگونه شواهدی مبنی بر خطرات دراز مدت ضربه های متوالی مغزی در دست نیست. ورزش بوکس وضعیت منحصر به فردی دارد، زیرا ضربه های مکرر و تشدید ضایعات، خطر های عصبی زیادی را در بر دارد.
آسیب مغزی بوکس در شرایط ذیل رخ می دهد:
الف- حرکت چرخشی مغز بدلیل وارد شدن نیرو (شتاب) چرخشی توسط زخمهای ناشی از کشیده شدن وریدها و آسیب آکسونی پراکنده که بوسیله تخریب مسیرهای بلند عصبی در جسم سفید و ساقه مغز ایجاد شده و منجر به خونریزی زیر سخت شامه ای می گردد.
ب-نیروی خطی وارد بر سر که منجر به خونریزی یا خون مردگی خفیف نواحی پاراساجیتال کورتکس مغز ،آسیبهای ایسکمیک مخچه و تخریب آکسونی ساقه مغز می شود.
ج-صدمه به کاروتید و وارد آوردن فشار به سینوس کاروتید که خود می تواند منجر به ایسکمی در مغز شود.
د-ایجاد شتاب در سر بدلیل افتادن روی طنابها ی رینگ و یا حریف که منجر به صدماتی در نقطه مقابل سطوح دربرگیرنده لوبهای پیشین و گیجگاهی و همچنین خونریزیها و خون مردگیهای خفیف می شود.




شرایطی که منجر به آسیب مغزی در بوکس می شوند
نتیجه گیری: به طور کلی پیشینه های علمی پیرامون بوکس حرفه ای بر این امر دلالت می کند که خطرات جدی در زمینه آسیب مغزی وجود دارد، اما مطالعات مربوط به بوکس آماتور چنین قطعیتی را نشان نمی دهد و در این خصوص نیاز به مطالعه های بیشتری می رود.
نوشته شده توسط محمد در یکشنبه 5 آبان 1387 و ساعت 11:24 ب.ظ
نوشته های پیشین
+ جیمی هندریکس پدر گیتار الکتریک+ اریک کلپتون((eric clapton))+ جف بک((Jeff beck))+ چگونه بوی بد را ریشه‌کن کنیم؟+ جیمز هتفیلد+ استاد بنان+ بیوگرافی متالیكا+ جلال ذوالفنون+ یانی کریسومالیس + بتهوون+ ماه+ مریخ+ سیاره مشتری+ سیاره زحل+ سیاره اورانوس

صفحات: